X
تبلیغات
ناروا از بعضى ها - سید محمد موسوی و علاج سرطان کبد!!!

ناروا از بعضى ها

ناروا همان حرفهاي نادرستي است كه درسته به خورد مردم ميدهند !

سید محمد موسوی و علاج سرطان کبد!!!


دکتر افشین احمدپور(پزشک و محقق در حوزه ی طب سنتی)


 هر که گردن  به  دعوی  افرازد              خویشتن  را    به   گردن    اندازد

   اول   اندیشه  وآنگهی    گفتار              پای بست آمده است و پس دیوار

 

در قسمت پیشین مطلبی به نقل از سایت پیک شفا تقدیم خوانندگان اهل فضل شد که در آن ادّعاهای عجیب و غریبی بیان شده بود که در تاریخ طب نظیر و بدیلی برای آن نمی توان یافت.

با آنکه میدان تاخت و تاز سمند سخن در باب ادّعاهای ماخولیایی مذکور بس فراخ است اما برای پرهیز از اطاله ی کلام به بررسی مواردی چند بسنده می نمایم  چرا که از قدیم گفته اند مشت نمونه ی خروار است!!

در بخشی از مطلب سراسر خزعبلات مذکور چنین آمده است:

" قابلیت های درمانی این مؤسسه روزبروز در حال افزایش بوده و تا کنون بیماری های سرطان مغز، خون، استخوان، دستگاه گوارش، سیروز کبدی، سرطان لنفوم را علاج نموده است. همچنین بسیاری از بیماری های صعب العلاج مانند : میگرن، آرتروز، رماتیسم، ام.اس، بیماری های پوستی، بیماری های دستگاه گوارش، صرع، تالاسمی مینور، بیماری های خاص مردان، نازایی و بیماری های خاص زنان و ده ها بیماری دیگر با موفقیت درمان شده."

 گردانندگان سایت مؤسسه ی «پیک شفا» در این چند سطر که حاوی دروغ های بسیار بزرگ و شرم آور است مدّعی شده اند که جناب «سید محمد موسوی» با دستان شفابخش خود می تواند «سرطان مغز» ، «سرطان خون» ، «سرطان استخوان» ، «سرطان دستگاه گوارش» ، «سرطان لنفوم!!» و ایضا ً «سیروز کبدی» را درمان کند.

ادّعاهای مضحک فوق در درجه ی اول از این امر ناشی می شود که جناب «سید محمد موسوی» هنوز فرق «سرطان» و «گز اصفهان» و ایضا ً «مناره جنبان» را نمی داند و گمان می کند که این سه با یکدیگر مترادف اند.

برای اثبات این امر بهتر است به برخی از درمان های موفق حضرت استاد!! سید محمد موسوی اشاره ای کوتاه داشته باشم تا عزیزان بدانند که ادّعاهای سراسر دروغ ایشان از آبشخور کدام علم لدنّی نشأت گرفته است.

در سایت مؤسسه ی «پیک شفا» در قسمت «درمان های موفق» ، مطلب زیر درباره ی علاج سرطان! فردی به نام «الف.داداش» به رشته ی تحریر در آمده و آزمایشات نامربوطی نیز به مطلب سنجاق شده است که  عین مطلب و آزمایشات و سایر خزعبلات الحاقی را به حضور خوانندگان اهل فضل تقدیم می دارم:

 

 

درمان های موفقسرطان کبدی(استسقاء)

تاریخ درمان

سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۷۹

بیماری: استسقاء حاد

تاریخ اولین مراجعه:79/8/10

با علائم زردی شدید و عدم اشتها و کم خونی حاد و حالت تهوع وکاهش شدید وزن و عدم توان راه رفتن مگر با کمک دیگران بیمار دارای 25 سال عمر بود.

تشخیص:
استسقاء حاد در مرحله پنجم که آخرین مرحله ی بحران بیماری استسقاء می باشد شناسایی گردید.درمان های شیمیایی سودی نبخشیده و اطباء بیماری را لاعلاج تشخیص داده بودند.

درمان:
بیمار با توجه به مرحله ی شدید بحران تحت درمان های زیر قرار گرفت:

1-ابتدا از مصرف هر نوع مواد خام منع گردید که مواد ممنوعه به شرح زیر است:

نان،هرنوع میوه ی خام،هر نوع مواد تقویتی خشکبار،برنج،چربی،کباب و استفاده از هرگونه مواد شیمیایی حتی ویتامین ها.به طور کلی بیماران استسقایی و سرطانی که در مرحله ی خیلی حاد نباشند از مواد زیر پرهیز داده می شوند:

شیر و کلیه مشتقات شیر،سیب زمینی،عسل های متداول در بازار،پسته،خرما،موز،ریحان بنفش،سرخ کردنی،چربی،آب یخ،نوشابه،بستنی،چیپس،پفک،سوسیس و کالباس،انواع ساندویچ و پیتزا،کباب،لوبیا،خمیر دندان،شیریتی جات قنادی،گوشت گوساله و گاو،انواع کمپوت و کنسرو و مواد بسته بندی،آب میوه های بسته بندی،اسپری های حشره کش،خوشبو کننده های شیمیایی،روغن های نباتی(جامد و مایع)،شامپو و صابون های عطری،دل،جگرو قلوه.

2- تنها غذای مجاز در هفته ی اول مصرف،غذای پایه معروف به شوروای گشنیز بود که آن هم به صورت لعاب شوروا قابل مصرف بود و در مورد ضعف و کم بود قند به بیمار اجازه دادم از کمپوت خانگی استفاده نماید.
3- سیستم دارویی خوراکی: هفته اول تنها مصرف منضج صفرای کبد بود که ترکیبی از ترنجبین هراه با سه عرق گیاهی و گاه خاکشیر بود و از عصاره ی سه گیاه باز کننده مجاری کبد از جمله عرق تصعید شده قرقات و گلاب بهره بردم که با توجه به حالات ساعت به ساعت بیمار رِنج داروها تغییر می کرد.در این مرحله بیمار با شرح آزمایشگاهی زیر تحت درمان قرار گرفته بود.

                    

 

Test                                      Result                        Units                  NormalRange

 

S.G.O.T(AST)………….               *1000                         IU/L                     5-40

S.G.P.T(ALT)………….                *1300                         IU/L                     5-40

Alkaline phosphatase…..            *302                          IU/L                    Adult:70-306

                                                                                                                      

                           Child Up to 15 years 180-1200

 

 

Bilirubin Total……….....               *3.6                          mg/dl                   Up to 1.4

Bilirubin Direct………….               *1.4                           mg/dl                   Up to 0.5

هر روز حال بیمار رو به بهبود رفت و هر روز کمی از عوارض گفته شده در سطور قبل کاسته شد.پس از 15 روز که از رژیم غذاییِ در حال بحران عبور کرد بخشی از مواد خام گیاهی آزاد گردید و مصرف آب انار به رژیم غذایی قبل اضافه شد و بیمار در این مرحله اجازه یافت که تمام محتویات شوروای گشنیز را میل کند.
پس از گذشت حدود چهل روز به تدریج جوشا نده های باز سازی کننده کبد در دستور کار قرار گرفت و حمام دارویی برای بیمار در نظر گرفته شد که عبارت بود از ترکیبی از سدر که گاه با حنا و مورد مخلوط می شد و در حمام با سرکه خانگی و روغن زیتون ترکیب شده وروی بدن مدت نیم ساعت می ماند . بعد از آن با لیف روی پوست مالیده و موی سر نیز چند بار با این ترکیب شسته و آنگاه با مواظبت بیمار از سرماخوردگی از حمام خارج می گردید. برای تقویت قوای مغز و جلوگیری از سرایت بیماری به اعضای مهمی مانند مغز و ریه هر شب از بخور داروهای گیاهی استفاده نمود و پس از آن به تدریج بیمار به اضافه وزن کشیده شد که نشانه بهبود اوضاع بود. یک سال ونیم به همین ترتیب گذشت و اکنون بیمار سابق آماده است تا به سئوال پژوهندگان پاسخ دهد علاوه بر آن مدارک آزمایشگاهی برای مطالعه در دسترس می باشد. لطفا در انتهای گزارش حقیر به برگه آزمایش ایشان با توجه به تاریخ انجام آزمایش توجه فرمائید.

نام بیمار

الف، داداش

کلید واژگان

کبدسرطان

*************

همانطور که ملاحظه فرمودید جناب استاد! سید محمد موسوی ، در نوشته های مشعشع فوق الذکر مدّعی شده که یک مورد سرطان کبد را با منع استفاده از اسپری حشره کش!!! و امر به مصرف شوروای گشنیز و استفاده از عرقیات دو آتشه و لیف مخصوص علاج فرموده است!

فقط چند مشکل کوچک در این میان به چشم می خورد که یکی از این مشکلات این است که جناب استاد! موسوی به علت بی سوادی چندین بیماری مختلف را با هم قاطی کرده و نام معجون دست ساز خویش را نیز سرطان نهاده است.

اینجانب متعجبّم که حضرت ایشان با این همه ادّعا چگونه هنوز نمی داند که در هیچ یک از کتب طب قدیم و جدید سابقه نداشته که طبیبی «استسقاء» و «سرطان کبد» را یک بیماری فرض کند حالا بگذریم از اینکه «استسقاء» صرفا ً یک نشانه است و به تنهایی بیماری جداگانه ای محسوب نمی شود.

از طرف دیگر حضرت ایشان برای اثبات ابتلای بیمار مذکور به «سرطان کبد» به آزمایشی متوسّل شده اند که نه تنها بیانگر ابتلای بیمار کذایی به «سرطان» نیست بلکه قویا ً تشخیص دیگری را مطرح می کند که بحث درباره ی آن خارج از حوصله ی خوانندگان اهل فضل می باشد.

نکته ی آخر نیز این که سرطان کبد متأسفانه سرطانی است که پیش آگهی بدی دارد و کمتر از پنج درصد از مبتلایان به این سرطان می توانند به علاج قطعی امید داشته باشند که آن نیز در وهله ی اوّل نیازمند تشخیص زودهنگام و جراحی فوری است اما اگر بیمار مبتلا به سرطان با «استسقاء» مراجعه کند مرگ بیمار در کمتر از یک سال قطعی است مگر آنکه معجزه ای رخ دهد.

در ضمن سن متوسط ابتلا به سرطان کبد 65 سال است و ابتلا به این سرطان در افراد زیر 40 سال به ندرت رخ می دهد.

در پایان از جناب استاد! موسوی می خواهم که لیف مبارکشان را غلاف کنند تا حقیر مجبور نباشم که کیسه ی مبارکم را از غلاف بیرون بکشم چرا که استفاده از لیف جادویی ایشان در درمان سرطان نتیجه ای جز به خطر افتادن جیب و جان بیماران نخواهد داشت!!!

پی نوشت نخست: هر گاه دیدید که یک فرد پزشک یا غیر پزشک مدعی شد که با طب سنتی سرطان درمان می کند شک نکنید که فرد یا بی سواد است و یا شارلاتان!!

پی نوشت دوم: در مواردی که بیمار واقعا ْ سرطان داشته باشد و یک طبیب طب سنتی مدارکی دال بر وجود سرطان نشان دهد شک نداشته باشید که بیمار پیشتر با یکی از روش های طب مدرن همچون شیمی درمانی مورد درمان قرار گرفته است  و طبیب مذکور به علت بی سوادی یا ... فرصت را مغتنم شمرده و چند شیشه عرق و چند مشت گیاه تحویل بیمار داده تا درمان بیمار را به نام خود تمام کند لذا هر کس می خواهد ادعای درمان سرطان کند باید بیمار را فقط با استفاده از روش های طب سنتی درمان کند نه آنکه بیمار شیمی درمانی شده را به عرقیات ببندد!!!

پی نوشت سوم: یکی از نظر دهندگان فصلی مشبع به نصیحت حقیر پرداخته بود که به جای دفاع از طب مدرن از  طب «ذکریای راضی» دفاع کنم!!ناخودآگاه یاد برادر «الا ای حال» افتادم و معلم املای هر دو این عزیزان را دعا کردم!! البته فراموش نکنید که این ها غلط تایپی است نه املایی! یعنی انگشتان صاحب مرده فرمان مغز را اجرا نمی کنند و گرنه مغز کذایی واژه را خوب هجی می کند!!!

مأخذ: طب لعنتي




برچسب‌ها: ادعاهاي عجيب و غريب موسسه پيك شفا, ادّعاهای ماخولیایی, درمان سرطان و ام اس و تالاسمي مينور, دروغ های بسیار بزرگ و شرم آور, درمان های موفق ◄ سرطان کبدی استسقاء
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1392ساعت 22:54  توسط روان  |