نقدی بر اسلامی کردن علوم تجربی( قسمت سوم نقدی بر نبویان)
دکتر افشین احمدپور(پزشک و محقق در حوزه ی طب سنتی)
تا کنون آشکار شد که جناب «نبویان» قصد قربت کرده اند که علوم تجربی طبیعی مانند «فیزیک» ، «شیمی» و ... را نیز به زعم خودشان اسلامی کنند و یحتمل اکنون که بر خر مُراد سوار شده اند و علاوه بر تکیه زدن بر کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی ، سکه ی دارالضرب «کمیته ی تحول علوم انسانی و اسلامی شدن دانشگاه ها» نیز به نام ایشان خورده مشغول فراهم آوردن مقدّمات این کار با استفاده از پول بی زبان بیت المال هستند!!!
به عبارت بهتر برای میلیون ها سال «زئوپلانکتون ها» در زیر لایه های ضخیمی از سنگ های رسوبی تحت فشار و حرارت قرار گرفته اند تا سوختی فسیلی به نام «نفت» تشکیل شود و خدا که می دانسته ما ایرانی ها هم مثل برادران عرب زبان از موهبت خدادادی استعداد مدیریتی محروم هستیم و علی رغم داشتن ادّعای مدیریت جهان! در مدیریت مرغداری های کشور مدیر پرورمان نیز در می مانیم این مایع ارزشمند را درست در زیر پای ما قرار داده تا ما به کمک دستان توانمند متخصّصان داخلی و مغزهای توانمند متخصّصان خارجی! زحمت استخراج و بسته بندی(بشکه بندی!!) آن را بکشیم و سوار بر کشتی های نفتکش به ثمن بخس روانه ی بازار جهانی اش کنیم تا آنگلوساکسون های مو بور چشم سبز بتوانند راحت تر زندگی کنند!
خلاصه از میلیون ها سال پیش ابر و باد و مه و خورشید و فلک و زئوپلانکتون و فشار و حرارت لایه های رسوبی و دکتر مصدّق و آیت الله کاشانی و دستان توانمند متخصّصان داخلی و مغزهای توانمند متخصّصان خارجی همه و همه در کار بوده اند تا ما کمی نفت بادآورده به کف آوریم و آن را به پول بادآورده تبدیل نموده و تقدیم جناب «نبویان» کنیم تا علوم تجربی را برای ما اسلامی بفرمایند!!
البته خدا را شکر و گلاب به روی بانک جهانی و تُف به ریا و ایضا ً به قبر پدر دروغگو! از آنجا که خط فقر در کشور ما برای خانوارهای شهری برابر در آمد ماهانه ی زیر 946 هزارتومان در ماه است و ایضا ً به این دلیل که در کشور ما هیچ فقیری وجود ندارد بنابراین چه کاری واجب تر از اسلامی کردن علوم تجربی!!! در دانشگاه های ما که بزنم به تخته هیچ استادی مقاله ی دانشجویش را کش نمی رود و به خاطر خوشگل بودن به دختری نمره نمی دهد و حق پسر پشمالویی را ضایع نمی فرماید! همه ی اساتید و دانشجویان هم که تسبیح تربت به دست مشغول پچ پچ کردن حوقله و قرائت قلاقل و بلابل هستند! هیچ دانشجوی پسری هم که بدون اذن پدر هم کلاسی دخترش را به سینما نمی برد تا فیلم «یه بوس کوچولو» را با هم ببینند! بسیجی های دانشگاه هم که سفارت انگلیس را تصرّف نمی کنند تا به علّت کمبود مسجد و امام زاده و سایر بقاع متبرّکه در آنجا زیارت عاشورا بخوانند! پس چه کاری واجب تر از اسلامی کردن فیزیک و شیمی و پزشکی و ...
فقط در این میان مشکل تأمین منابع مالی و کمبود نیروی متخصّص وجود داشته که این دو قلم نیز در سال های اخیر به لطف جاری شدن ینابیع حکمت و نفت در دهان و جیب بعضی ها حل شده است.
مواد و امکانات لازم برای اسلامی کردن علوم تجربی:
1- یک دو جین مغز متفکّر مانند حکیم دکتر «روازاده» به عنوان نخستین کاشف توطئه ی صهیونیستی «اتل متل توتوله» و استحصال «کره ی گیاهی از چربی فاضلاب شهری» و نیز مهندس «خدادادی» به عنوان نخستین کاشف تنفّر «الاغ از چای» و ایضا ً ارتباط «ماست و آستروسیتومای مغزی» و امکان استخراج درمان «لمفوم هوچکین» از قرآن و استاد «خیراندیش» به عنوان کاشف اثر جاذبه ی ماه بر اخلاط بدن در جزیره ی کیش! و ایضا ً دکتر«ابوالحبیب» به عنوان اوّلین کاشف ارتباط گروه های خونی و امزجه و ...
2- چند جلد کتاب «اسلام و تجدّد» مهدی نصیری
3- چند سخنرانی از جناب «نبویان» ، «میرباقری» و ...
4- میلیاردها تومان پول نفت
5- مشتی وبلاگ نویس احمق!!
حال پس از این مقدمّه ی نسبتا ً کوتاه! بهتر است به سراغ جنبه ی علمی بحث برویم و ببینیم که حضرات چگونه می خواهند علوم تجربی را «اسلامی» بفرمایند!
جناب «مصطفی ملکیان» در کتاب «راهی به رهایی» به صورتی مختصر به بررسی شقوق ممکن در بحث اسلامی کردن علوم پرداخته و اوّلین شق را چنین بیان فرموده است:
" شاید مراد از اسلامی کردن علوم این باشد که آنچه را در یکایک علوم عقلی و تجربی و تاریخی گفته شده است بر قرآن و روایات معتبر عرضه کنیم و از آن میان هر چه را قرآن و روایات معتبر تصدیق کرده اند بپذیریم و بقیّه را وازنیم یا هر چه را قرآن و روایات معتبر تکذیب کرده اند وازنیم و بقیّه را بپذیریم و در هر صورت مجموعه ی آنچه را می پذیریم یک علم اسلامی به حساب آوریم."
در این شیوه از اسلامی کردن علوم - که در حقیقت نام مناسب آن ضدعفونی! کردن علوم است و ربطی به اسلامی کردن علوم ندارد- باید یک جلد کلام الله مجید و چند جلد کتب حدیثی معتبر فراهم شود و آنگاه عدّه ای آدم بیکار دور هم جمع شده و پول یامفت بیت المال را دریافت کنند و شب تا صبح با نوشیدن نسکافه و کاپوچینو بیدار بمانند و ببینند که مثلا ً درجه ی ذوب تنگستن با مبانی قرآن و حدیث سازگار است یا خیر؟
البته در این میان به تعداد انگشت های یک دست می توان گزاره هایی را یافت که حکم آن ها در قرآن و احادیث معتبر آمده باشد اما خدا وکیلی سر میلیون ها گزاره ی علمی طوری بی کلاه می ماند که اگر هر شب جبرئیل بر برادران کاپوچینوخور اسلام گرا نازل شود نیز گره از کار فروبسته ی آنان گشوده نخواهد شد.
به هر صورت اگر چه این شیوه از اسلامی کردن علوم به شدّت جاهلانه است اما از آنجا که بر روی کاغذ به عنوان یکی از شیوه های اسلامی کردن علوم مطرح شده ما نیز به بررسی آن می پردازیم.
جناب «ملکیان» ، چند مناقشه را در باب اسلامی کردن علوم به شیوه ی مذکور بیان می کند که نخستین مناقشه ناظر به تفکیک قلمرو علم و دین است. ایشان در این باره چنین می فرماید:
" اگر چنین باشد باید گفت که اوّلاً: چگونه اثبات می کنید که کس یا کسانی که قرآن و روایات معتبر از آنان صدور یافته اند در مقام بیان حقایق عقلی و تجربی و تاریخی ای که در علوم کشف می شوند بوده اند و یا این حقایق را بیان کرده اند؟(مسأله ی هرمنوتیکی)"
به عبارت بهتر جناب «ملکیان» با زبان خاصّ خودشان از امثال جناب «نبویان» سؤال می کنند که هدف از صدور گزاره های وحیانی این بوده که مردمان ساکن در ربع مسکون! به راه راست هدایت شوند یا آنکه خیر! پیامبران و امامان علیهم السلام علاوه بر وظیفه ی هدایت مردم وظیفه ی تربیت مردمان را در رشته های فیزیک ، شیمی و... نیز به عهده داشته اند؟ زیرا به عنوان مثال اگر قرار باشد که ما بدانیم خوردن «چای» برای بدن مفید است یا مضرّ چاره ای جز این نداریم که دست به دامان علوم بشری شویم مگر اینکه مانند پروفسور جشمید خدادادی!! ادّعا کنیم که خداوند در قرآن بشر را از نوشیدن چای نهی فرموده است!!! البته می توان از «بوزون هیگز» هم برای ارائه ی مثال کمک گرفت اما از آنجا که وبلاگ حقیر محلّ عبور و مرور نوابغ بیشماری همچون «سید رضا صالحی ابری» ، «محسن مقدّس زاده» و ... است که فرق الکترون و شکر تیغال را از هم تشخیص نمی دهند لذا ترجیح دادم که از گیاه مظلوم و نازنین «چای» برای وضوح بیشتر مقصود جناب «ملکیان» سود بجویم.
کمیت طرفداران این شیوه از اسلامی کردن علوم در این میان بدجوری می لنگد چون به جرأت می توان گفت که در بیش از 99 درصد از موارد هیچ ردّ پایی از گزاره های موجود در علوم تجربی در قرآن و احادیث به چشم نمی خورد و به صرف حذف تعداد انگشت شماری گزاره ی مخالف با گزاره های وحیانی نیز هیچ علمی اسلامی نمی شود بلکه فقط گند زدایی می شود و بهتر است از این پس به جای استفاده از عبارت مغلق اسلامی سازی علوم از اصطلاح گندزدایی علوم سخن به میان آورد.
مناقشه ی دیگر جناب «مصطفی ملکیان» در باب این شیوه از اسلامی کردن علوم ناظر به روش شناسی به کار گرفته شده در این شیوه است. ایشان در این باب چنین فرموده است:
" ثانیا ً: آنچه را در فرآیند مذکور ، ردّ یا قبول می کنید صرفا ً بدین دلیل ردّ یا قبول می کنید که قرآن و روایات معتبر آن را تکذیب یا تصدیق کرده اند یا علاوه بر این ، بر اساس شیوه های استدلال و معیارهای ردّ و قبول خود آن علم نیز کار خودتان را توجیه معرفتی می کنید؟ در صورت اوّل خروج از طور بحث کرده اید و سخنتان برای هیچ یک از عالمان آن علم اعتبار ندارد و در صورت دوّم رجوعتان به قرآن و روایات معتبر بیهوده است."
به عنوان مثال فرض کنید که در کتب طب سنّتی گزاره ای تجربی ذکر شده که نشان دهنده ی فایده ی نوشیدن ادرار شتر برای تنگی نفس است.حال این گزاره را می خواهیم از نظر سازگاری با قرآن و احادیث بررسی کنیم و در این مسیر به کتاب سخیف «دانش نامه ی احادیث پزشکی» جناب «ری شهری» مراجعه می کنیم.
به حدیث زیر از نسخه ی عربی کتاب سخیف و مالامال از اباطیل «دانش نامه ی احادیث پزشکی» توجه بفرمایید:
"ما ینبع لعلاج الرّبو548. طب الأئمة عن المفضّل بن عمر:سألت أباعبدالله (علیه السلام) قلت: یابن رسول الله ، إنّه یصیبنی ربو شدید اذا مشیت حتی لربما جلست فی مسافة ما بین داری و دارک فی موضعین. قال: یا مفضل! اشرب له ابوال اللقاح. قال: فشربت ذلک فمسح الله دائی."
در این حدیث لاطائل که جناب «محمّدی ری شهری» با اتلاف عمر و اسراف کاغذ آن را از کتب مختلفی مانند «بحارالانوار» و «طب الائمه» استخراج کرده و به رشته ی تحریر کشیده اند گفته شده که «مفضّل بن عمر» به امام جعفر صادق(علیه السلام)- در احادیث هر جا که اباعبدالله بیاید منظور امام صادق علیه السلام است و نه امام حسین علیه السلام- گفته که در هنگام راه رفتن دچار تنگی نفس می شود طوری که از خانه ی خودش تا خانه ی امام علیه السلام دو بار می نشیند. امام علیه السلام هم به مفضّل می فرمایند که ای مفضل! ادرار شتر شیرده( لقوح یعنی شتری که تازه بچه آورده) بنوش!!! مفضّل هم می گوید: آن را نوشیدم و خدا بیماری مرا بهبود بخشید!!
از بی شعوری و بی سوادی مفضّل بن عمر در جعل این حدیث می گذرم که حتی در متن آن تناقضی گل درشت به چشم می خورد اما فارغ از نگاه تخصّصی به حدیث ، سؤال ما از حضرات این است که ما این حدیث را به صرف اینکه در کتاب سخیف جناب «ری شهری» به امام صادق علیه السلام نسبت داده شده دربست بپذیریم یا علاوه بر این برای اثبات مفید بودن نوشیدن ادرار شتر برای تنگی نفس ناگزیریم که از روش شناسی علوم تجربی بهره مند گردیم؟
اگر قرار باشد ما به صرف دیدن این حدیث خودمان را از تجربه و آزمایش بی نیاز بدانیم به تعبیر جناب «ملکیان» از طور بحث خارج شده ایم زیرا دانشمندان ادیان دیگر هرگز به روش ما برای بررسی گزاره های تجربی تن در نخواهند داد و اگر قرار باشد که ما با روش شناسی علم تجربی این گزاره را اثبات کنیم که دیگر نیازی به قرآن و حدیث در جرح و تعدیل این گزاره نیست.
البته حقیر مثال «ادرار شتر» را فقط محض باز شدن اشتهای نوچه های حکیم نمایان واجبی فروش بیان کردم و گرنه این بحث درباره ی گزاره ی شفابخش بودن عسل نیز مصداق دارد یعنی برای تعیین آنکه عسل به چه مقدار و در چه بیماری هایی می تواند شفابخش باشد نیز می توان از این روش جدلی سود برد.
ادامه دارد...
پی نوشت ۱: عده ای فکر می کنند که به صرف یک بیماری مختصر می توانند از روزه گرفتن سر باز زنند! حتی این آش آنقدر شور شده که اخوی بنده می گفت در یک عسل فروشی زنی را دیده که می گفته یکی از این حکیم نمایان متقلب او را به پرهیز از روزه گرفتن دعوت کرده است! می فرمایید به چه دلیل؟ چون حاجیه خانم از نظر حکیم نمای مذکور مزاج سوداوی داشته است!!!!
پی نوشت ۲: در شب های قدر تجربه ی خوبی کسب کردم و آن این که تلاوت قرآن بهترین روش شب زنده داری در این لیالی است. بر سال های گذشته که به مسجد می رفتم و مداح های گزافه گو از مسجد کوفه به مدینه گریز می زدند و از مدینه به کربلا و از کربلا به لوس آنجلس!(حوسین! حوسین! ایتس! ایتس!) تاسف می خورم!!!!!
مأخذ: طب لعنتي
برچسبها: کمیته ی تحول علوم انسانی و اسلامی شدن دانشگاه ها, ادّعای مدیریت جهان, تُف به ریا, مصطفی ملکیان
