نقد روازاده و حجامت آلرژی!!!
دکتر افشین احمدپور- پزشک و محقّق در حوزه ی طب سنّتی
ملک الموت رفت پیش خدا گفت سبحان ربی الاعلی
یک طبیبی است در فلان کوچه من یکی قبض و او کند صد تا
یا بفرما که جان او گیرم یا مرا خدمتی دگر فرما!
حکیم!دکتر! روازاده که گویی عادت دارد همه ی کشفیات دنیا را برای نخستین بار به خودش نسبت دهد در سخنان گهرباری ادعای عجیب و غریب دیگری کرده و دروغ های شاخدار و بی شاخ دیگری به ناف طب سنتی و مدرن بسته که در نوع خود جالب توجه است. ایشان در باب درمان آلرژی چنین فرموده است:
" اولین باری که در دنیا من الهام گرفتم ... اینو می گم برای شما که مشکل پیدا کردید دیگه اینقدر این در و اون در نزنید! الهام گرفتم از حجامت و با مشکلی که درجامعه راجع به آلرژی بود و طب جدید متوجه شدم که این چیزایی که کتاب های جدید دارن می گن درست عکس اون چیزیه که ما می دونیم!! کتابای جدید می گه درمان آلرژی و حساسیت دوری از مواد حساسیت زاست!یعنی اگه شما به خانومت حساسیت داشتی دور شو ازش بفرستش خونه پدرش! اگه نسبت به کشورت حساس بودی ولش کن برو!! اینجا هواش بهت نساخت از قم برو بیرون! اینجوری نیست!اتفاقا ً طب قدیم می گه که درمان حساسیت ارتباط نزدیک با مواد حساسیت زاست!!ما آمدیم رو این کار کردیم مقالشم نوشتیم الحمد لله اولین بارم تو دانشگاه لرستان مطرح کردم بعد از اونم شاگردان ما این حجامت رو که ما ابداع کردیم در واقع همون حجامته ولی تغییرات کوچیکی دادیم توش اسمشم گذاشتیم حجامت آلرژی! اینه که اگه کسی حساسیت داشته باشه می ره انجام می ده! حجامتش یک مقدار تفاوت داره از نظر تیغی که زده می شه خیلی سطحی تره! در بعضی موارد حتی لازم نیست یه قطره خون بگیری ولی خراشو می دی! بعد حجامتش که کردی قشنگ کارای حجامت رو انجام می دی! در اون ناحیه ی حجامت یک فراخوانی گلبولی می کنی!سرباز خبر می کنی از طریق بدن! سیستم دفاعی بدن رو بیدار می کنی میاری تو اون ناحیه! وقتی آوردی تو اون ناحیه خانومو پرسیدی ازش خانوم برای چی اومدی اینجا؟ می گه من عسل که می خورم دهنم زخم می شه!خربزه که می خورم دهنم زخم می شه! می گیم هم عسل بیار هم خربزه بیار! خربزه رو می گیریم یه مقدار خربزه رو آبش رو می مالیم رو همون محل حجامتی که کردیم! فردا صبح می گی برو خربزه بخور!! حالا برید کلینیک آلرژی ببینم می تونن حساسیت به خربزه رو برای شما درست کنن"
درباره ی آلرژی یا حساسیت باید گفت که این بیماری دارای سابقه ای طولانی در زندگی بشر است و امروزه نیز میلیاردها نفر در دنیا به نحوی از انحاء با آلرژی دست و پنجه نرم می کنند. آلرژی در حقیقت یک نوع پاسخ سیستم ایمنی به موادی است که از خارج وارد بدن می شوند.این مواد که به لحاظ علمی «آلرژن» نام دارند به محض تماس با دستگاه ایمنی بدن موجب بروز واکنش هایی می شوند که طیف وسیعی از علایم گوناگون را در پی خواهند داشت. آلرژی ها انواع بسیار گوناگونی دارند. گاهی تماس پوست با یک ماده ی خارجی مانند پرزهای گیاه «گزنه» موجب ایجاد حساسیت های پوستی می شود و گاهی بوییدن یک گل باعث ایجاد عطسه و آبریزش بینی و گاهی هم خوردن مقداری بادمجان خارشی شدید را در سراسر بدن به دنبال خواهد داشت. البته همیشه آلرژی ها اینقدر بی خطر نیستند؛ به عنوان مثال از هر 10000 مورد تزریق پنی سیلین یک مورد باعث ایجاد نوعی حساسیت بسیار شدید در بدن می شود که در عرض فقط نیم ساعت می تواند تنومندترین افراد را به کام مرگ بکشاند. طبق آمار مراکز سم شناسی در دنیا گزش زنبور زرد(yellow jacket) در دنیا بیش از گزش مارهای سمی کشتار می کند. همچنین حساسیت به مواد خوراکی نیز می تواند کشنده باشد تا جایی که سالانه در دنیا 400 نفر به خاطر خوردن چند عدد «بادام زمینی» ناقابل جانشان را از دست می دهند.
بحث حساسیت و آلرژی بحثی بسیار پیچیده و گسترده است چرا که نیاز به آشنایی با نحوه ی عملکرد سیستم دفاعی بدن دارد که یکی از پیچیده ترین سیستم های طراحی شده در طبیعت است اما به هر حال برای درمان حساسیت ها می بایست با این سیستم مبارزه کرد.این مبارزه می تواند یک مبارزه ی سبک یا یک هجوم سنگین باشد. در مبارزه ی سبک می توان از داروهای سرکوب کننده ی سیستم ایمنی مانند «دگزامتازون» و یا داروهای آنتی هیستامین مانند «لوراتادین» و...استفاده کرد اما این درمان ها بیشتر مقطعی هستند و در صورت قطع درمان مجددا ً علایم بیماری ظاهر خواهد شد. در این مرحله از درمان توصیه ی طب مدرن به افراد این است که از ماده ی حساسیت زا دوری کنند.مثلا ً اگر کسی در هنگام سالاد درست کردن دچار اگزمای پوستی بر اثر تماس با گوجه فرنگی می شود طب مدرن توصیه می کند که این فرد در هنگام درست کردن سالاد حتما ً از دست کش های نخی استفاده کند تا پوست وی با مواد حساسیت زای موجود در گوجه فرنگی تماس پیدا نکند. بر خلاف ادعای حکیم ما در طب قدیم نیز دقیقا ً چنین دستورالعملی وجود داشته است. برای نمونه «زکریای رازی»رساله ی کوتاهی برای درمان بیماری فردی به نام «ابوزید» به خواهش «شهید بلخی»نوشته است که در آن به روش درمان آبریزش بینی ناشی از بوییدن گل سرخ در بهار اشاره شده است.
حکیم «زکریای رازی» در این نامه به نکاتی اشاره می فرماید که صد در صد با ادعاهای حکیم ما درباره ی لزوم نزدیک شدن به مواد حساسیت زا در تنافض آشکار است.زکریای رازی در ابتدای این نامه خطاب به «شهید بلخی» می فرماید:
" آنچه را در توصیف بیماری ای که شیخ ما ابوزید به آن معتاد گردیده یاد کردی دریافتم و دانستم که سبب آن چیست و چرا آن بیماری مخصوصاً در فصل بهار شدت می یابد و بوییدن گل سرخ در آن فصل آن را تهییج می کند.از این روی من به آنچه در نگهداری از آن بیماری و درمان آن مورد نیاز است اکتفا می کنم..."
زکریای رازی پس از این مقدمه به سراغ توصیه های درمانی می رود و در بخشی از این توصیه ها به صورتی کاملا ً آشکار بیمار را از بوییدن گل سرخ که همان منبع ایجاد حساسیت است منع می نماید:
" همانا سزاوار است که او خود را از امور زیر نگهداری کند:
... از بوییدن چیزهایی که از آن بخارهای زیاد بر می خیزد همچون گل سرخ و گل شاه اسپرم ، زیرا این دو در نهایت لطافت هستند و همچنین از بوییدن چیزهای عطسه آور در حال پر بودن بدن و شکم و نیز بوییدن چیزهایی که سر را سنگین می کند و خواب سبک می آورد مانند دستنبوی و عطر و زعفران و چیزهایی که نفخ آن زیاد است مانند باقلی و ماهی و جوجه ی مرغ و پیاز و تره و سیر و تره تیزک و شراب..."
مشاهده فرمودید که در طب سنتی نیز توصیه ها همان توصیه های طب مدرن است و زکریای رازی با به کار بردن اصطلاح"بخارهای زیاد" ناخودآگاه به حساسیت زا بودن «پولن» ها اشاره می کند.
اما اگر با تمام این تمهیدات باز هم بیمار از حساسیت خود در رنج و عذاب بود چه می توان کرد؟ در این جا تنها یک راه باقی می ماند و آن این است که ماده ی حساسیت زا را به مقداری بسیار زیاد و تحت شرایط خاص وارد بدن فرد کرد. این روش باعث می شود که دستگاه ایمنی بدن در برابر هجوم طوفانی ماده ی آلرژی زا دست از مقاومت بکشد و به لاک دفاعی فرو رود. البته انجام این کار به همین سادگی ها نیست چرا که ممکن است فرد مبتلا به آلرژی بدون آنکه خودش بداند به ده ها نوع ماده حساسیت داشته باشد بنابراین پزشک درمان کننده ابتدا باید تمامی موادی را که بیمار به آن ها آلرژی دارد شناسایی کند. برای شناسایی این مواد معمولا ً پزشک قسمتی از پوست بدن بیمار مانند ساعد را انتخاب می کند و با روش های خاصی مقدار بسیار کمی از ده ها نوع ماده ی آلرژی زا را وارد پوست بیمار می نماید.پس از مدتی پوست بیمار به تعدادی از این مواد واکنش نشان می دهد و پزشک این مواد را شناسایی می نماید. در مراحل بعد طی چند سال مواد حساسیت زای شناخته شده در فواصل مشخص و با مقادیر معین ، به صورت یک جا به بدن فرد تزریق می شود. این روش که به نام ایمیونوتراپی معروف است سال هاست که در همه جای دنیا مرسوم می باشد اما همانطور که مشاهده فرمودید حکیم ما کشف آن را به خودش نسبت داده است.به علاوه حجامت آلرژی با تفاصیل ذکر شده به هیچ عنوان ارزش درمانی ندارد چرا که اولا ً هیچ فردی نمی داند که دقیقا ً به چند نوع ماده حساسیت دارد و ثانیا ً برخی از این مواد مانند "مایت" ها ذره بینی هستند و استفاده از آنها بدون داشتن امکانات مجهز آزمایشگاهی امکان پذیر نیست و ثالثا ً مقدار آلرژنی که در این روش وارد بدن می شود آنقدر ناچیز است که اصولا ً قادر به سرکوب کردن دستگاه ایمنی نمی باشد.
پی نوشت نخست: قصد داشتم به نقد خویش درباره ی استاد!! سید محمد موسوی ادامه دهم اما حقیقتش را بخواهید دلم سوخت. بار اول هم فقط به صورتی کلی کتب پر از اباطیل ایشان را مورد نقد قرار دادم و مصداقی وارد نقد نشدم که مبادا به نام و نان ایشان آسیبی برسد اما شاگردان حضرت و یا خود حضرت!! بیانیه ای علیه بنده صادر کردند که پر از نسبت های کذب و تهمت بود. این یک چشمه را نشان حضرتشان دادم که خاموش بمانند همان گونه که امثال روازاده و خیراندیش و کرد افشاری و خدادادی و ابوالحبیب و ... خاموش مانده اند!!!!!
پی نوشت دوم: «اسماعیل ناظم» کتابی به نام «دارونامه ی طوبا» حواله ی بازار نشر کرده که لکه ی ننگی بر دامان دانشکده ی طب سنتی است. این فرد اگر در همان مسیر درست یعنی تصحیح کتب طب سنتی قدم بر دارد خدمت بزرگی به علم می کند اما نمی دانم چرا با داشتن مدرک کارشناسی ادبیات عرب هم طبابت می کند و هم قصد قربت کرده که بر اساس اطلاعات غلطی که دارد و بدون توجه به حکم شرع و عقل کتاب بنویسد. از همه بدتر اینکه دکتر «شمس اردکانی» هم از این کتاب تعریف کرده است. دوست نداشتم درباره ی اسماعیل ناظم چیزی بنویسم چون معتقد بودم به طب خدمت می کند اما با دیدن کتاب مذکور ناگزیرم که ایشان را هم دراز کنم!!!
پی نوشت سوم: فیلم های اسکاری امسال را دیدم. دست اندرکاران اسکار با جایزه ای که به فیلم خزعبل «آرگو» پیشکش کرده اند شعور بشریت را به مسخره گرفته اند. کارگردان فیلم «زندگی پای» هم هنوز مزد خدمتش به همجنس بازی را می گیرد!! « لینکلن» هم بیش از حد دیالوگ دارد هر چند «دنیل دی لوییس» بازی بی نظیری به نمایش گذاشته است. در باب بقیه ی فیلم ها هم در آینده نکاتی بیان خواهم کرد باشد که مورد رضای مسعود ده نمکی واقع شود!!!!!!!!!!!!!
پی نوشت چهارم: برای صدمین بار می گویم که «زکریای رازی» زندیق بوده است. یکی که بر خر مراد سوار است به جناب «رحیم پور ازغدی» و «رحیم مشایی» و «احمدی نژاد» بگوید کم اسم این طبیب بی نظیر را به عنوان طبیب جهان اسلام حواله ی هاضمه ی مردم کنند.
پی نوشت پنجم: بنده مسلمان شیعه ی دوازده امامی و مخالف بی بند و باری فرهنگ غربی و خرمقدس بازی فرهنگ شرقی هستم. دوستانی که در سایر وبلاگ ها ناتوان از نقد علمی سبزی خورشتی! پاک می کنند و لنگه کفش می جوند و لنگشان را در محضر اهل علم دراز می فرمایند به این نکته توجه داشته باشند تا خدای ناکرده مرتکب گناهانی مانند غیبت و تهمت نشوند.
مأخذ: طب لعنتيبرچسبها: حکیم, دکتر, روازاده, عادت دارد همه ی کشفیات دنیا را برای نخستین بار به
"