ناروا از بعضى ها

ناروا همان حرفهاي نادرستي است كه درسته به خورد مردم ميدهند !

نقد روازاده و حجامت آلرژی!!!


دکتر افشین احمدپور- پزشک و محقّق در حوزه ی طب سنّتی

ملک الموت     رفت    پیش   خدا               گفت    سبحان    ربی الاعلی

یک طبیبی است در  فلان  کوچه               من یکی قبض و او کند صد تا

یا   بفرما   که   جان   او     گیرم               یا   مرا    خدمتی   دگر   فرما!

حکیم!دکتر! روازاده که گویی عادت دارد همه ی کشفیات دنیا را برای نخستین بار به خودش نسبت دهد در سخنان گهرباری ادعای عجیب و غریب دیگری کرده و دروغ های شاخدار و بی شاخ دیگری به ناف طب سنتی و مدرن بسته که در نوع خود جالب توجه است. ایشان در باب درمان آلرژی چنین فرموده است:

" اولین باری که در دنیا من الهام گرفتم ... اینو می گم برای شما که مشکل پیدا کردید دیگه اینقدر این در و اون در نزنید! الهام گرفتم از حجامت و با مشکلی که درجامعه راجع به آلرژی بود و طب جدید متوجه شدم که این چیزایی که کتاب های جدید دارن می گن درست عکس اون چیزیه که ما می دونیم!! کتابای جدید می گه درمان آلرژی و حساسیت دوری از مواد حساسیت زاست!یعنی اگه شما به خانومت حساسیت داشتی دور شو ازش بفرستش خونه پدرش! اگه نسبت به کشورت حساس بودی ولش کن برو!! اینجا هواش بهت نساخت از قم برو بیرون! اینجوری نیست!اتفاقا ً طب قدیم می گه که درمان حساسیت ارتباط نزدیک با مواد حساسیت زاست!!ما آمدیم رو این کار کردیم مقالشم نوشتیم الحمد لله اولین بارم تو دانشگاه لرستان مطرح کردم بعد از اونم شاگردان ما این حجامت رو که ما ابداع کردیم در واقع همون حجامته ولی تغییرات کوچیکی دادیم توش اسمشم گذاشتیم حجامت آلرژی! اینه که اگه کسی حساسیت داشته باشه می ره انجام می ده! حجامتش یک مقدار تفاوت داره از نظر تیغی که زده می شه خیلی سطحی تره! در بعضی موارد حتی لازم نیست یه قطره خون بگیری ولی خراشو می دی! بعد حجامتش که کردی قشنگ کارای حجامت رو انجام می دی! در اون ناحیه ی حجامت یک فراخوانی گلبولی می کنی!سرباز خبر می کنی از طریق بدن! سیستم دفاعی بدن رو بیدار می کنی میاری تو اون ناحیه! وقتی آوردی تو اون ناحیه خانومو پرسیدی ازش خانوم برای چی اومدی اینجا؟ می گه من عسل که می خورم دهنم زخم می شه!خربزه که می خورم دهنم زخم می شه! می گیم هم عسل بیار هم خربزه بیار! خربزه رو می گیریم یه مقدار خربزه رو آبش رو می مالیم رو همون محل حجامتی که کردیم! فردا صبح می گی برو خربزه بخور!! حالا برید کلینیک آلرژی ببینم می تونن حساسیت به خربزه رو برای شما درست کنن"

درباره ی آلرژی یا حساسیت باید گفت که این بیماری دارای سابقه ای طولانی در زندگی بشر است و امروزه نیز میلیاردها نفر در دنیا به نحوی از انحاء با آلرژی دست و پنجه نرم می کنند. آلرژی در حقیقت یک نوع پاسخ سیستم ایمنی به موادی است که از خارج وارد بدن می شوند.این مواد که به لحاظ علمی «آلرژن» نام دارند به محض تماس با دستگاه ایمنی بدن موجب بروز واکنش هایی می شوند که طیف وسیعی از علایم گوناگون را در پی خواهند داشت. آلرژی ها انواع بسیار گوناگونی دارند. گاهی تماس پوست با یک ماده ی خارجی مانند پرزهای گیاه «گزنه» موجب ایجاد حساسیت های پوستی می شود و گاهی بوییدن یک گل باعث ایجاد عطسه و آبریزش بینی و گاهی هم خوردن مقداری بادمجان خارشی شدید را در سراسر بدن به دنبال خواهد داشت. البته همیشه آلرژی ها اینقدر بی خطر نیستند؛ به عنوان مثال از هر 10000 مورد تزریق پنی سیلین یک مورد باعث ایجاد نوعی حساسیت بسیار شدید در بدن می شود که در عرض فقط نیم ساعت می تواند تنومندترین افراد را به کام مرگ بکشاند. طبق آمار مراکز سم شناسی در دنیا گزش زنبور زرد(yellow jacket) در دنیا بیش از گزش مارهای سمی کشتار می کند. همچنین حساسیت به مواد خوراکی نیز می تواند کشنده باشد تا جایی که سالانه در دنیا 400 نفر به خاطر خوردن چند عدد «بادام زمینی» ناقابل جانشان را از دست می دهند.

بحث حساسیت و آلرژی بحثی بسیار پیچیده و گسترده است چرا که نیاز به آشنایی با نحوه ی عملکرد سیستم دفاعی بدن دارد که یکی از پیچیده ترین سیستم های طراحی شده در طبیعت است اما به هر حال برای درمان حساسیت ها می بایست با این سیستم مبارزه کرد.این مبارزه می تواند یک مبارزه ی سبک یا یک هجوم سنگین باشد. در مبارزه ی سبک می توان از داروهای سرکوب کننده ی سیستم ایمنی مانند «دگزامتازون» و یا داروهای آنتی هیستامین مانند «لوراتادین» و...استفاده کرد اما این درمان ها بیشتر مقطعی هستند و در صورت قطع درمان مجددا ً علایم بیماری ظاهر خواهد شد. در این مرحله از درمان توصیه ی طب مدرن به افراد این است که از ماده ی حساسیت زا دوری کنند.مثلا ً اگر کسی در هنگام سالاد درست کردن دچار اگزمای پوستی بر اثر تماس با گوجه فرنگی می شود طب مدرن توصیه می کند که این فرد در هنگام درست کردن سالاد حتما ً از دست کش های نخی استفاده کند تا پوست وی با مواد حساسیت زای موجود در گوجه فرنگی تماس پیدا نکند. بر خلاف ادعای حکیم ما در طب قدیم نیز دقیقا ً چنین دستورالعملی وجود داشته است. برای نمونه «زکریای رازی»رساله ی کوتاهی برای درمان بیماری فردی به نام «ابوزید» به خواهش «شهید بلخی»نوشته است که در آن به روش درمان آبریزش بینی ناشی از بوییدن گل سرخ در بهار اشاره شده است.

حکیم «زکریای رازی» در این نامه به نکاتی اشاره می فرماید که صد در صد با ادعاهای حکیم ما درباره ی لزوم نزدیک شدن به مواد حساسیت زا در تنافض آشکار است.زکریای رازی در ابتدای این نامه خطاب به «شهید بلخی» می فرماید:

" آنچه را در توصیف بیماری ای که شیخ ما ابوزید به آن معتاد گردیده یاد کردی دریافتم و دانستم که سبب آن چیست و چرا آن بیماری مخصوصاً در فصل بهار شدت می یابد و بوییدن گل سرخ در آن فصل آن را تهییج می کند.از این روی من به آنچه در نگهداری از آن بیماری و درمان آن مورد نیاز است اکتفا می کنم..."

زکریای رازی پس از این مقدمه به سراغ توصیه های درمانی می رود و در بخشی از این توصیه ها به صورتی کاملا ً آشکار بیمار را از بوییدن گل سرخ که همان منبع ایجاد حساسیت است منع می نماید:

" همانا سزاوار است که او خود را از امور زیر نگهداری کند:

... از بوییدن چیزهایی که از آن بخارهای زیاد بر می خیزد همچون گل سرخ و گل شاه اسپرم ، زیرا این دو در نهایت لطافت هستند و همچنین از بوییدن چیزهای عطسه آور در حال پر بودن بدن و شکم و نیز بوییدن چیزهایی که سر را سنگین می کند و خواب سبک می آورد مانند دستنبوی و عطر و زعفران و چیزهایی که نفخ آن زیاد است مانند باقلی و ماهی و جوجه ی مرغ و پیاز و تره و سیر و تره تیزک و شراب..."

مشاهده فرمودید که در طب سنتی نیز توصیه ها همان توصیه های طب مدرن است و زکریای رازی با به کار بردن اصطلاح"بخارهای زیاد" ناخودآگاه به حساسیت زا بودن «پولن» ها اشاره می کند.

اما اگر با تمام این تمهیدات باز هم بیمار از حساسیت خود در رنج و عذاب بود چه می توان کرد؟ در این جا تنها یک راه باقی می ماند و آن این است که ماده ی حساسیت زا را به مقداری بسیار زیاد و تحت شرایط خاص وارد بدن فرد کرد. این روش باعث می شود که دستگاه ایمنی بدن در برابر هجوم طوفانی ماده ی آلرژی زا دست از مقاومت بکشد و به لاک دفاعی فرو رود. البته انجام این کار به همین سادگی ها نیست چرا که ممکن است فرد مبتلا به آلرژی بدون آنکه خودش بداند به ده ها نوع ماده حساسیت داشته باشد بنابراین پزشک درمان کننده ابتدا باید تمامی موادی را که بیمار به آن ها آلرژی دارد شناسایی کند. برای شناسایی این مواد معمولا ً پزشک قسمتی از پوست بدن بیمار مانند ساعد را انتخاب می کند و با روش های خاصی مقدار بسیار کمی از ده ها نوع ماده ی آلرژی زا را وارد پوست بیمار می نماید.پس از مدتی پوست بیمار به تعدادی از این مواد واکنش نشان می دهد و پزشک این مواد را شناسایی می نماید. در مراحل بعد طی چند سال مواد حساسیت زای شناخته شده در فواصل مشخص و با مقادیر معین ، به صورت یک جا به بدن فرد تزریق می شود. این روش که به نام ایمیونوتراپی معروف است سال هاست که در همه جای دنیا مرسوم می باشد اما همانطور که مشاهده فرمودید حکیم ما کشف آن را به خودش نسبت داده است.به علاوه حجامت آلرژی با تفاصیل ذکر شده به هیچ عنوان ارزش درمانی ندارد چرا که اولا ً هیچ فردی نمی داند که دقیقا ً به چند نوع ماده حساسیت دارد و ثانیا ً برخی از این مواد مانند "مایت" ها ذره بینی هستند و استفاده از آنها بدون داشتن امکانات مجهز آزمایشگاهی امکان پذیر نیست و ثالثا ً مقدار آلرژنی که در این روش وارد بدن می شود آنقدر ناچیز است که اصولا ً قادر به سرکوب کردن دستگاه ایمنی نمی باشد.

پی نوشت نخست: قصد داشتم به نقد خویش درباره ی استاد!! سید محمد موسوی ادامه دهم اما حقیقتش را بخواهید دلم سوخت. بار اول هم فقط به صورتی کلی کتب پر از اباطیل ایشان را مورد نقد قرار دادم و مصداقی وارد نقد نشدم که مبادا به نام و نان ایشان آسیبی برسد اما شاگردان حضرت و یا خود حضرت!! بیانیه ای علیه بنده صادر کردند که پر از نسبت های کذب و تهمت بود. این یک چشمه را نشان حضرتشان دادم که خاموش بمانند همان گونه که امثال روازاده و خیراندیش و کرد افشاری و خدادادی و ابوالحبیب و ... خاموش مانده اند!!!!!

پی نوشت دوم: «اسماعیل ناظم» کتابی به نام «دارونامه ی طوبا» حواله ی بازار نشر کرده که لکه ی ننگی بر دامان دانشکده ی طب سنتی است. این فرد اگر در همان مسیر درست یعنی تصحیح کتب طب سنتی قدم بر دارد خدمت بزرگی به علم می کند اما نمی دانم چرا با داشتن مدرک کارشناسی ادبیات عرب هم طبابت می کند و هم قصد قربت کرده که بر اساس اطلاعات غلطی که دارد و بدون توجه به حکم شرع و عقل کتاب بنویسد. از همه بدتر اینکه دکتر «شمس اردکانی» هم از این کتاب تعریف کرده است. دوست نداشتم درباره ی اسماعیل ناظم چیزی بنویسم چون معتقد بودم به طب خدمت می کند اما با دیدن کتاب مذکور ناگزیرم که ایشان را هم دراز کنم!!!

پی نوشت سوم: فیلم های اسکاری امسال را دیدم. دست اندرکاران اسکار با جایزه ای که به فیلم خزعبل «آرگو» پیشکش کرده اند شعور بشریت را به مسخره گرفته اند. کارگردان فیلم «زندگی پای» هم هنوز مزد خدمتش به همجنس بازی را می گیرد!! « لینکلن» هم بیش از حد دیالوگ دارد هر چند «دنیل دی لوییس» بازی بی نظیری به نمایش گذاشته است. در باب بقیه ی فیلم ها هم در آینده نکاتی بیان خواهم کرد باشد که مورد رضای مسعود ده نمکی واقع شود!!!!!!!!!!!!!

پی نوشت چهارم: برای صدمین بار می گویم که «زکریای رازی» زندیق بوده است. یکی که بر خر مراد سوار است به جناب «رحیم پور ازغدی» و «رحیم مشایی» و «احمدی نژاد» بگوید کم اسم این طبیب بی نظیر را به عنوان طبیب جهان اسلام حواله ی هاضمه ی مردم کنند.

پی نوشت پنجم: بنده مسلمان شیعه ی دوازده امامی و مخالف  بی بند و باری فرهنگ غربی و خرمقدس بازی فرهنگ شرقی هستم. دوستانی که در سایر وبلاگ ها ناتوان از نقد علمی سبزی خورشتی! پاک می کنند و لنگه کفش می جوند و لنگشان را در محضر اهل علم دراز می فرمایند به این نکته توجه داشته باشند تا خدای ناکرده مرتکب گناهانی مانند غیبت و تهمت نشوند.

مأخذ: طب لعنتي

برچسب‌ها: حکیم, دکتر, روازاده, عادت دارد همه ی کشفیات دنیا را برای نخستین بار به
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ساعت 18:13  توسط روان  | 

سید محمد موسوی و علاج سرطان کبد!!!


دکتر افشین احمدپور(پزشک و محقق در حوزه ی طب سنتی)


 هر که گردن  به  دعوی  افرازد              خویشتن  را    به   گردن    اندازد

   اول   اندیشه  وآنگهی    گفتار              پای بست آمده است و پس دیوار

 

در قسمت پیشین مطلبی به نقل از سایت پیک شفا تقدیم خوانندگان اهل فضل شد که در آن ادّعاهای عجیب و غریبی بیان شده بود که در تاریخ طب نظیر و بدیلی برای آن نمی توان یافت.

با آنکه میدان تاخت و تاز سمند سخن در باب ادّعاهای ماخولیایی مذکور بس فراخ است اما برای پرهیز از اطاله ی کلام به بررسی مواردی چند بسنده می نمایم  چرا که از قدیم گفته اند مشت نمونه ی خروار است!!

در بخشی از مطلب سراسر خزعبلات مذکور چنین آمده است:

" قابلیت های درمانی این مؤسسه روزبروز در حال افزایش بوده و تا کنون بیماری های سرطان مغز، خون، استخوان، دستگاه گوارش، سیروز کبدی، سرطان لنفوم را علاج نموده است. همچنین بسیاری از بیماری های صعب العلاج مانند : میگرن، آرتروز، رماتیسم، ام.اس، بیماری های پوستی، بیماری های دستگاه گوارش، صرع، تالاسمی مینور، بیماری های خاص مردان، نازایی و بیماری های خاص زنان و ده ها بیماری دیگر با موفقیت درمان شده."

 گردانندگان سایت مؤسسه ی «پیک شفا» در این چند سطر که حاوی دروغ های بسیار بزرگ و شرم آور است مدّعی شده اند که جناب «سید محمد موسوی» با دستان شفابخش خود می تواند «سرطان مغز» ، «سرطان خون» ، «سرطان استخوان» ، «سرطان دستگاه گوارش» ، «سرطان لنفوم!!» و ایضا ً «سیروز کبدی» را درمان کند.

ادّعاهای مضحک فوق در درجه ی اول از این امر ناشی می شود که جناب «سید محمد موسوی» هنوز فرق «سرطان» و «گز اصفهان» و ایضا ً «مناره جنبان» را نمی داند و گمان می کند که این سه با یکدیگر مترادف اند.

برای اثبات این امر بهتر است به برخی از درمان های موفق حضرت استاد!! سید محمد موسوی اشاره ای کوتاه داشته باشم تا عزیزان بدانند که ادّعاهای سراسر دروغ ایشان از آبشخور کدام علم لدنّی نشأت گرفته است.

در سایت مؤسسه ی «پیک شفا» در قسمت «درمان های موفق» ، مطلب زیر درباره ی علاج سرطان! فردی به نام «الف.داداش» به رشته ی تحریر در آمده و آزمایشات نامربوطی نیز به مطلب سنجاق شده است که  عین مطلب و آزمایشات و سایر خزعبلات الحاقی را به حضور خوانندگان اهل فضل تقدیم می دارم:

 

 

درمان های موفقسرطان کبدی(استسقاء)

تاریخ درمان

سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۷۹

بیماری: استسقاء حاد

تاریخ اولین مراجعه:79/8/10

با علائم زردی شدید و عدم اشتها و کم خونی حاد و حالت تهوع وکاهش شدید وزن و عدم توان راه رفتن مگر با کمک دیگران بیمار دارای 25 سال عمر بود.

تشخیص:
استسقاء حاد در مرحله پنجم که آخرین مرحله ی بحران بیماری استسقاء می باشد شناسایی گردید.درمان های شیمیایی سودی نبخشیده و اطباء بیماری را لاعلاج تشخیص داده بودند.

درمان:
بیمار با توجه به مرحله ی شدید بحران تحت درمان های زیر قرار گرفت:

1-ابتدا از مصرف هر نوع مواد خام منع گردید که مواد ممنوعه به شرح زیر است:

نان،هرنوع میوه ی خام،هر نوع مواد تقویتی خشکبار،برنج،چربی،کباب و استفاده از هرگونه مواد شیمیایی حتی ویتامین ها.به طور کلی بیماران استسقایی و سرطانی که در مرحله ی خیلی حاد نباشند از مواد زیر پرهیز داده می شوند:

شیر و کلیه مشتقات شیر،سیب زمینی،عسل های متداول در بازار،پسته،خرما،موز،ریحان بنفش،سرخ کردنی،چربی،آب یخ،نوشابه،بستنی،چیپس،پفک،سوسیس و کالباس،انواع ساندویچ و پیتزا،کباب،لوبیا،خمیر دندان،شیریتی جات قنادی،گوشت گوساله و گاو،انواع کمپوت و کنسرو و مواد بسته بندی،آب میوه های بسته بندی،اسپری های حشره کش،خوشبو کننده های شیمیایی،روغن های نباتی(جامد و مایع)،شامپو و صابون های عطری،دل،جگرو قلوه.

2- تنها غذای مجاز در هفته ی اول مصرف،غذای پایه معروف به شوروای گشنیز بود که آن هم به صورت لعاب شوروا قابل مصرف بود و در مورد ضعف و کم بود قند به بیمار اجازه دادم از کمپوت خانگی استفاده نماید.
3- سیستم دارویی خوراکی: هفته اول تنها مصرف منضج صفرای کبد بود که ترکیبی از ترنجبین هراه با سه عرق گیاهی و گاه خاکشیر بود و از عصاره ی سه گیاه باز کننده مجاری کبد از جمله عرق تصعید شده قرقات و گلاب بهره بردم که با توجه به حالات ساعت به ساعت بیمار رِنج داروها تغییر می کرد.در این مرحله بیمار با شرح آزمایشگاهی زیر تحت درمان قرار گرفته بود.

                    

 

Test                                      Result                        Units                  NormalRange

 

S.G.O.T(AST)………….               *1000                         IU/L                     5-40

S.G.P.T(ALT)………….                *1300                         IU/L                     5-40

Alkaline phosphatase…..            *302                          IU/L                    Adult:70-306

                                                                                                                      

                           Child Up to 15 years 180-1200

 

 

Bilirubin Total……….....               *3.6                          mg/dl                   Up to 1.4

Bilirubin Direct………….               *1.4                           mg/dl                   Up to 0.5

هر روز حال بیمار رو به بهبود رفت و هر روز کمی از عوارض گفته شده در سطور قبل کاسته شد.پس از 15 روز که از رژیم غذاییِ در حال بحران عبور کرد بخشی از مواد خام گیاهی آزاد گردید و مصرف آب انار به رژیم غذایی قبل اضافه شد و بیمار در این مرحله اجازه یافت که تمام محتویات شوروای گشنیز را میل کند.
پس از گذشت حدود چهل روز به تدریج جوشا نده های باز سازی کننده کبد در دستور کار قرار گرفت و حمام دارویی برای بیمار در نظر گرفته شد که عبارت بود از ترکیبی از سدر که گاه با حنا و مورد مخلوط می شد و در حمام با سرکه خانگی و روغن زیتون ترکیب شده وروی بدن مدت نیم ساعت می ماند . بعد از آن با لیف روی پوست مالیده و موی سر نیز چند بار با این ترکیب شسته و آنگاه با مواظبت بیمار از سرماخوردگی از حمام خارج می گردید. برای تقویت قوای مغز و جلوگیری از سرایت بیماری به اعضای مهمی مانند مغز و ریه هر شب از بخور داروهای گیاهی استفاده نمود و پس از آن به تدریج بیمار به اضافه وزن کشیده شد که نشانه بهبود اوضاع بود. یک سال ونیم به همین ترتیب گذشت و اکنون بیمار سابق آماده است تا به سئوال پژوهندگان پاسخ دهد علاوه بر آن مدارک آزمایشگاهی برای مطالعه در دسترس می باشد. لطفا در انتهای گزارش حقیر به برگه آزمایش ایشان با توجه به تاریخ انجام آزمایش توجه فرمائید.

نام بیمار

الف، داداش

کلید واژگان

کبدسرطان

*************

همانطور که ملاحظه فرمودید جناب استاد! سید محمد موسوی ، در نوشته های مشعشع فوق الذکر مدّعی شده که یک مورد سرطان کبد را با منع استفاده از اسپری حشره کش!!! و امر به مصرف شوروای گشنیز و استفاده از عرقیات دو آتشه و لیف مخصوص علاج فرموده است!

فقط چند مشکل کوچک در این میان به چشم می خورد که یکی از این مشکلات این است که جناب استاد! موسوی به علت بی سوادی چندین بیماری مختلف را با هم قاطی کرده و نام معجون دست ساز خویش را نیز سرطان نهاده است.

اینجانب متعجبّم که حضرت ایشان با این همه ادّعا چگونه هنوز نمی داند که در هیچ یک از کتب طب قدیم و جدید سابقه نداشته که طبیبی «استسقاء» و «سرطان کبد» را یک بیماری فرض کند حالا بگذریم از اینکه «استسقاء» صرفا ً یک نشانه است و به تنهایی بیماری جداگانه ای محسوب نمی شود.

از طرف دیگر حضرت ایشان برای اثبات ابتلای بیمار مذکور به «سرطان کبد» به آزمایشی متوسّل شده اند که نه تنها بیانگر ابتلای بیمار کذایی به «سرطان» نیست بلکه قویا ً تشخیص دیگری را مطرح می کند که بحث درباره ی آن خارج از حوصله ی خوانندگان اهل فضل می باشد.

نکته ی آخر نیز این که سرطان کبد متأسفانه سرطانی است که پیش آگهی بدی دارد و کمتر از پنج درصد از مبتلایان به این سرطان می توانند به علاج قطعی امید داشته باشند که آن نیز در وهله ی اوّل نیازمند تشخیص زودهنگام و جراحی فوری است اما اگر بیمار مبتلا به سرطان با «استسقاء» مراجعه کند مرگ بیمار در کمتر از یک سال قطعی است مگر آنکه معجزه ای رخ دهد.

در ضمن سن متوسط ابتلا به سرطان کبد 65 سال است و ابتلا به این سرطان در افراد زیر 40 سال به ندرت رخ می دهد.

در پایان از جناب استاد! موسوی می خواهم که لیف مبارکشان را غلاف کنند تا حقیر مجبور نباشم که کیسه ی مبارکم را از غلاف بیرون بکشم چرا که استفاده از لیف جادویی ایشان در درمان سرطان نتیجه ای جز به خطر افتادن جیب و جان بیماران نخواهد داشت!!!

پی نوشت نخست: هر گاه دیدید که یک فرد پزشک یا غیر پزشک مدعی شد که با طب سنتی سرطان درمان می کند شک نکنید که فرد یا بی سواد است و یا شارلاتان!!

پی نوشت دوم: در مواردی که بیمار واقعا ْ سرطان داشته باشد و یک طبیب طب سنتی مدارکی دال بر وجود سرطان نشان دهد شک نداشته باشید که بیمار پیشتر با یکی از روش های طب مدرن همچون شیمی درمانی مورد درمان قرار گرفته است  و طبیب مذکور به علت بی سوادی یا ... فرصت را مغتنم شمرده و چند شیشه عرق و چند مشت گیاه تحویل بیمار داده تا درمان بیمار را به نام خود تمام کند لذا هر کس می خواهد ادعای درمان سرطان کند باید بیمار را فقط با استفاده از روش های طب سنتی درمان کند نه آنکه بیمار شیمی درمانی شده را به عرقیات ببندد!!!

پی نوشت سوم: یکی از نظر دهندگان فصلی مشبع به نصیحت حقیر پرداخته بود که به جای دفاع از طب مدرن از  طب «ذکریای راضی» دفاع کنم!!ناخودآگاه یاد برادر «الا ای حال» افتادم و معلم املای هر دو این عزیزان را دعا کردم!! البته فراموش نکنید که این ها غلط تایپی است نه املایی! یعنی انگشتان صاحب مرده فرمان مغز را اجرا نمی کنند و گرنه مغز کذایی واژه را خوب هجی می کند!!!

مأخذ: طب لعنتي




برچسب‌ها: ادعاهاي عجيب و غريب موسسه پيك شفا, ادّعاهای ماخولیایی, درمان سرطان و ام اس و تالاسمي مينور, دروغ های بسیار بزرگ و شرم آور
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲ساعت 22:54  توسط روان  | 

نقدی بر سید محمد موسوی و پیک شفا!!!


دکتر افشین احمدپور(پزشک و محقق در حوزه ی طب سنتی)

چندی پیش نقدی کوتاه بر ادعاهای اباطیل گونه ی شخصی به نام «سید محمد موسوی» نگاشتم که با واکنش عجولانه ی نوچه گان حضرتش رو به رو شد. با آنکه این فرد به هیچ وجه در حد و اندازه ای نبوده و نیست که مورد نقد واقع شود اما نظر به اینکه مطلب زیر در سایت ایشان درج شده و حاوی ادعاهای محیر العقولی است که تا کنون از سوی هیچ کسی جز ذات ملکوتی جناب موسوی صادر نشده لذا بهتر است که در چند قسمت به نقد این ادعاها بپردازم. بهتر است ابتدا مطلب مذکور را به محضر خوانندگان اهل فضل پیشکش نمایم و اگر عمری به دنیا بود در آینده مطالبی در باب آن به رشته ی تحریر در آورم:

مؤسسه پژوهشی پیک شفا اصفهان حدود کمتر از 20 سال بی آنکه جویای نام و نشان خاصی باشد تحقیقات وسیعی را در مورد طب ایرانی آغاز نمود، این مؤسسه پژوهشی توسط سید محمد موسوی که عشق و علاقه زیادی به طب ایرانی کشورمان داشت آغاز گردید. پشتوانه تجربی این مرد محقق اطلاعات بومی و قدیمی بود که پدر و مادر و نیای او در مورد درمان به روش طب قدیمی داشته اند. اولین کتاب این محقق درسال 1376 با نام پیک شفا مشتمل بر حدود 800 صفحه به چاپ رسید که بسرعت در بازار فروش نایاب گردید، این کتاب درمان‌های قدیمی را بر روی اکثر بیماریهای مبتلا به مردم مورد بررسی قرار می داد.
سپس حدود 21 جلد کتاب و تعدادی جزوه و مقاله تألیف گردید و تا کنون 14 جلد کتاب به زیور طبع آراسته و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. مؤسسه سرپرستی و مدیریت سیدمحمد موسوی روشهای جدید را ابداع نمود تا با حفظ پایگاه سنتی طب، با مناسبات و رفتارهای امروز جامعه سازگاری داشته باشد. این شیوه‌های درمانی در عمل تأثیرات شگفت انگیزی در علاج بیماری‌ها داشته و نکته مهم این است که نشان می‌دهد فرمول‌های طب ایرانی چقدر با موازین علمی و ساختاری بدن انسان سازگار بوده و در هر زمان با حفظ اصول اولیه خود در نوع و روش‌های ظاهری مصرف قابل تغییرند این اصول پایه نشان می‌دهد که طب پایه و اصلی همان طب قدیم می‌باشد و اطلاق طب پایه به طب ایرانی کاملاً بجا و مناسب است. درک و کشف این اصول پایه و تطبیق آن با شرایط امروز زندگی جامعه ما باعث شد تا آوازه روش‌های درمانی این مؤسسه و ابداعات این مرد از مرزهای کشور گذشته و بتدریج می‌رود تا در جهان امروز جایگاه خود را به همه علاقمندان طب قدیم بشناساند. اولین مصاحبه با سید محمد موسوی در روزنامه الرای العام کویت در چهار صفحه بزرگ به چاپ رسید , خبرنگاران این روزنامه بویژه خبرنگار معروف و مشهور این رسانه پرطرفدار کویتی با نام مستعار«امین» تحقیقات وسیعی را از بیماران شفا یافته در ایران و سایر کشورهای جهان بعمل آوردند و پس از حصول اطمینان از موفقیت روش های درمانی مذکور آن را به چاپ رسانیدند. سپس روزنامه «الرایه» در قطر چند صفحه کامل خود را به این موضوع اختصاص داد. در پی آن سفیر سابق قطر که به بیماری عجیبی دچار شده و بزرگترین محافل پزشکی آمریکا و اروپا از درمان وی عاجز شده بودند,به دیدار این محقق ایرانی شتافت و ظرف مدت چند ماه شفای خود را باز یافت و به همین مناسبت سیمای سراسر قطر گزارش وسیعی را از نحوه درمان بیمار مذکور توسط سید محمد موسوی پخش نمود و آنرا از امتیازات طب اسلامی بر شمرد.
رادیوی صدای جهان عرب در اروپا و آمریکا نیز اقدام به تهیه گزارشاتی در مورد فعالیت های طبی این مؤسسه نمود و آنرا در سراسر جهان پخش نمود. پس از آن خبرگزاری دانشجویی «ایسنا» و روزنامه «جامعه» همشهری نیز گزارشاتی در این زمینه منتشر نمودند. روزنامه های محلی و محافل دانشجویی و دانش آموزی نیز به نوبه خود مصاحبه هایی در این مورد انجام دادند. این محقق ایرانی برای همه بیماران مراجعه کننده به مؤسسه پرونده هایی تشکیل داده و سیر بیماری را تا درمان کامل در آن ها درج می نماید. در سال 84 هجری شمسی ریاست محترم شبکه 4 صدا و سیمای جمهوری اسلامی از ایشان برای اجرای یک برنامه تلویزیونی در برنامه علمی پرتو دعوت به عمل آورد که در تاریخ 84/08/08 بطور زنده پخش گردید و با استقبال شدید مردم کشورمان روبروشد, امّا مسئولین بهداشت و درمان و پزشکانی که اساساً با طب ایرانی و ملّی کشور مخالف هستند استقبال خوبی بعمل نیاوردند.
مؤسسه پیک شفا یک سیستم پستی در چند سال اخیر راه اندازی کرد که از طریق آن بسیاری از بیمارانی که درشهرها و کشورهای دیگربسر می برند و قادر به حضور در اصفهان نیستند, با گفتگوی تلفنی و ارسال مدارک پزشکی بیماری خود را توضیح می دهند, سپس داروهای لازم برای این بیماران از طریق پست ارسال می شود.تماس تلفنی مردم در سراسر ایران و جهان بیشتر از طریق تلفن همراه به شماره 09131131872 (سید محمد موسوی) انجام می شود.
قابلیت های درمانی این مؤسسه روزبروز در حال افزایش بوده و تا کنون بیماری های سرطان مغز، خون، استخوان، دستگاه گوارش، سیروز کبدی، سرطان لنفوم را علاج نموده است. همچنین بسیاری از بیماری های صعب العلاج مانند : میگرن، آرتروز، رماتیسم، ام.اس، بیماری های پوستی، بیماری های دستگاه گوارش، صرع، تالاسمی مینور، بیماری های خاص مردان، نازایی و بیماری های خاص زنان و ده ها بیماری دیگر با موفقیت درمان شده.
مؤسسه پیک شفا از کارهای فرهنگی غافل نبوده از جمله حدود 2 سال به آموزش تعداد زیادی از پزشکان علاقمند به طب ایرانی پرداخته و اکنون حدود . متأسفانه علیرغم استقبال شدید مردم و بسیاری از محافل پزشکی جهان , همانطور که همگان بر این نکته وقوف دارند، مسئولین وزارت بهداشت و درمان کمتر حاضر به شنیدن حرف های نو هستند و همواره از رشد روش های طبی که فاقد پایگاه غربی باشد جلوگیری به عمل می آورند، این مؤسسه و اکثر محققین و متخصصین طب ایرانی از برخورد انحصارگرایانه و ضد علمی برخی از مسئولین در رنجند. باعث تعجب است کشوری که رهبر فرزانه اش به کرّات همگان را به تولید علم و دانش فرا می خواند، چرا در عمل توسط مسئولین رده های پائین اینگونه خصمانه با محققین و دانشمندان و مبتکران برخورد می نماید و تحت عنوان قانون ما برداشتهای نابجا و تفسیرهای مغرضانه چوب قانون را بر سر فرزانگان و اندیشمندان جامعه می کوبند.
قرآن طرفداران رسوم جاهلی را مورد سرزنش قرار می دهد که آیا اگر پدران شما در ضلالت و گمراهی بوده باشند بازهم شما به آئین پدرانتان می گروید. بسیاری از قوانین سازمان نظام پزشکی دیگر قابل دفاع نیستند و مسئولین امر بهتر است فکری برایوضع قوانین بهتر و منطبق با نیازهای علمی جامعه بکنند
این موسسه در راستای تحقق علم راستین طب سنتی ایرانی- اسلامی و با توجه به استقبال مردم فهیم ایران زمین، مؤسسه پیک شفا اقدام به برگزاری کلاس های آموزشی جامع طب ایرانی- اسلامی در سطوح مختلف( مبانی، کارشناسی، تخصصی، و دکترا) زیر نظر اساتید نامدار و مجرب، استاد خیر اندیش و استاد موسوی در اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام نموده است.

ادامه دارد...

پی نوشت نخست: به جملاتی که به تعبیر فرنگی ها «بولد» شده اند دقت بفرمایید. روحتان شاد می شود!!!

پی نوشت دوم: با دیدن این نوشته به یاد داستان بامزه ای افتادم. البته این داستان به چند صورت نقل شده اما برخی گفته اند که در زمان قدیم فردی ثروتمند و فاقد کمالات فوت کرده بود. اطرافیان بادمجان دور قاب چین وی به شاعری یک بدره پول دادند تا میت کذایی را مدح کند. شاعر هم  که روحیاتش شبیه حقیر بود چنین سرود:

یکی از بزرگان دنیا و دین

در اینجا نهفته است زیر زمین

ز کردار او خلق خرسند بود

فزون تر ز هر کس هنرمند بود

بسی عقل و تدبیر و فرهنگ داشت

ز مردم فریبی بسی ننگ داشت

برای یکی بدره ی بی فروغ

نشاید از این بیش گفتن دروغ!!!


 مأخذ: طب لعنتي


برچسب‌ها: مؤسسه پژوهشی پیک شفا اصفهان, درمان سرطان مغز و خون و استخوان و دستگاه گوارش و س, برخورد انحصارگرايانه و ضد علمي وزارت بهداشت, 09131131872 سيد محمد موسوي
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲ساعت 6:31  توسط روان  | 

انديشگاه طب (آزاد اندیشی در حوزه طب سنتی ایرانی اسلامی)


به نام خدا 

امروز در وبلاگ طب لعنتي، با وبلاگي آشنا شدم به نام انديشگاه طب كه نويسنده اي دارد به نام مترصد بيات كه ادعا دارد هيچ ادعايي ندارد! دليل آشناييمان هم اين بود كه دكتر احمدپور در پي نوشت " نقد روازاده (حجامت زنان باردار) " اشاره اي هم داشتند به وبلاگ جناب مترصد بيات و اينكه در بخشی از آن وبلاگ(http://andeshgah-teb.blogfa.com/post/15) ، از انواع و اقسام تهمت و طعن و لعن براي نواختن دكتر احمدپور استفاده كرده. بعداً و در فرصتي كه پيش آمد، از وبلاگ انديشگاه طب بازديد نمودم. راستش اينست كه در آن وبلاگ موضوع چندان قابل اعتنايي را نديدم كه جلب توجه كند مگر اينكه آن وبلاگ كاملاً مشابه دهها و صدها وبلاگي است كه در اين روزگار سبز ميشوند همچون قارچ! و اينكه براي توصيف چنين وبلاگهايي نيازي به اظهار نظر در مورد تك تك آنها نيست زيرا غالباً ‌از يك الگوي واحد پيروي ميكنند. بنابراين از نظر بنده، تنها موضوعي كه در اين وبلاگ بايد در موردش چيزي گفت، مطالبي است كه در آن بر عليه دكتر احمدپور، قلم فرسايي شده است و حتّي در اين مورد نيز به عنوان كسي كه تقريباً يكسال است كه خواننده ي وبلاگ طب لعنتي است، از ابراز احساسات اين چنيني جناب آقاي مترصد بيات متعجب يا غافلگير نشدم و بنا بر رويه پيشين، قصد ناديده انگاشتن اين مطالب را داشتم زيرا شايد براي كسانيكه نميتوانند با منطق ميانه ي خوبي داشته باشند، آسان ترين راه همان راهي است كه جناب مترصد بيات و اذنابشان آن را طي ميكنند. امّا به عنوان مدير وبلاگ ناروا از بعضي ها، ناچار به نشان دادن واكنش هستم وقتي كه مي بينم جناب مترصد بيات، مديريت وبلاگ ناروا از بعضي ها را به دكتر احمدپور نسبت ميدهد! در حاليكه اگر اهل منطق بودند يا صداقت داشتند، ميتوانستند اين موضوع را استعلام كنند(هر چند كه اگر اهل منطق و استدلال بودند، ديگر نيازي به پرسش هم نداشتند زيرا بنده با صراحت در اين وبلاگ اعلام كرده ام كه مديريت اين وبلاگ با دكتر احمدپور نيست و كسانيكه قصد مخاطب قرار دادن دكتر احمدپور را دارند به وبلاگ ايشان مراجعه نمايند) ايشان حتّي به خودشان زحمت نداده اند كه دليلي براي اين ادعايشان مطرح كنند و بفرمايند به چه دليلي به اين نتيجه رسيدند كه مديريت اين وبلاگ با دكتر احمدپور است و ما را هر چه بيشتر با قوّت استدلالهايشان آشنا كنند! امّا در عوض اقدام به نشان دادن يك گوشه از كراماتشان كردند و به گونه اي كه انگار خيلي فكر كردند و معمّايي را حل كرده اند، اهداف ايجاد وبلاگ ناروا از بعضي ها را به شرح ذيل برملا نمودند:

- افزایش بازدیدکنندگان به روش تعدد عناوین که موجب تمایل موتورهای جستجو به هدایت جستجوگر به این سمت می گردد.

۲- وبلاگ اضطراری : که در موارد مسدود شدن وبلاگ اصلی به اطلاع رسانی و تعادل مطالبی که عامل مسدود شدن در وبلاگ گشته است بپردازند گرچه وبلاگ فرعی قدمتی بیش از وبلاگ اصلی داشته باشد که در مورد فیلترینگ اخیر این داستان به عیان مشهود بود."

و چه ميتوان گفت جز اينكه:
        
از کرامات شیخ ما چه عجب                  پنجه را گز نمود و گفت وجب

در اينجا خدمت اين انديشمند فرزانه و ايضاً نكته دان! عرض مي نمايم كه بيجهت خودشان را به زحمت انداخته اند زيرا بنده قبلاً و با صراحت، دليل انعكاس مطالب دكتر احمدپور در اين وبلاگ را توضيح دادم(در پاسخ به هفتمين نظر اظهار شده):

"سلام. بنده وبلاگ را براي نشان دادن شجاعتم تشكيل ندادم. بلكه بعد از اينكه دكتر احمدپور در تاريخ 24 ارديبهشت امسال، مطالب وبلاگشان را حذف كردند و بنده و امثال بنده را در خماري گذاشتند! تصميم گرفتم كه نوشته های ایشان را در این وبلاگ منعکس کنم تا در صورت تكرار چنين اتفاقاتي، مقالات و نظرات دكتر احمدپور همچنان در دسترس باشد."
http://narava.blogfa.com/comments/?blogid=narava&postid=92&timezone=12600

البته خوانندگان فهيم و نكته سنج اين مطلب حتماً‌ ميدانند كه تشخيص اين موضوع كه مديريت اين وبلاگ با دكتر احمدپور نيست، كار آساني است و به همين دليل افرادي مانند آقاي سعيد كلاهي كه مدتي در بنجره ي نظرات وبلاگ طب لعنتي حضور فعّال داشتند، و احتمالاً با نظرات بنده نيز آشنايي دارند، به خوبي اين موضوع را دريافتند. البته در ۹ آبانماه ۹۱ در  بخش نظرات وبلاگ طب لعنتي، فردي به نام داريوش عزتي نيز اينگونه اظهار نمودند كه:
"نمی دونم چرا وقتی این نوشته های جناب روان را میخونم توی ذهنم میاد که خود دکتر احمدپور هست که داره نوشته هاش را با یک نام دیگه منتشر می کنه
البته ترفند خوبی هست برای نمایش دادن تعدد طرفداران
البت فکر کنم اون زمانی که توی یک سری تشکیلات در دانشگاه علوم پزشکی همدان فعالیت می کردید این تاکتیک را فرا گرفته باشید. جون من اینطور نیست...؟
فکر می کنم اگر در تهران شما و جناب روان را زیارت کنم برایم یقین شود که در این کائنات خلق شده خداوندی موجودی به نام "همزاد" هم وجود دارد!
"

و بنده نيز بلافاصله پس از رؤيت نظر ايشان، پاسخم اينگونه بود:
"به نام خدا

جناب آقاي داريوش عزتي، سلام
."
http://afshinahmadpour.blogfa.com/comments/?blogid=afshinahmadpour&postid=72&timezone=12600&p=2

ولي ايشان باز هم در تاريخ ۱۵ آبانماه ۹۱ در  بخش نظرات وبلاگ طب لعنتي، اينگونه نوشتند كه:
"می بینم که روح دکتر علامه مان در روح افراد دیگری نیز حلول کرده!!!
روان و شاهرخ خان بس نبودند سارا خانم هم اضافه شدند
."

اما از فرداي آن روز وبلاگ طب لعنتي فيلتر شد و بنده چندان فرصتي براي پاسخگويي در بخش نظرات آن وبلاگ را نداشتم و از آقاي داريوش عزتي هم ديگر خبري نداشتم ولي ظاهراً جناب مترصد بيات كه از آذرماه ۹۱ وبلاگ انديشگاه طب را راه انداختند را نيز ميتوان از اين نظر، با جناب داريوش خان عزتي يكي دانست. به همين مناسبت از فرصت استفاده كرده و از آقاي عزتي ياد كردم تا پاسخ ايشان را هم در همينجا داده باشم.

پي نوشت: مجدداً مطالب نوشته شده توسط مترصد بيات عليه دكتر احمدپور را به شدّت محكوم و بر ابراز ارادت نسبت به دكتر احمدپور تأكيد دارم تا چشم دشمنان اسلام و مسلمين در بيايد! انشاءالله


برچسب‌ها: دروغ و تهمت ناروا, آزاد انديشي در حوزه ي طب سنتي ايراني اسلامي, مترصد بيات, آي گرگ آي گرگ
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ساعت 22:23  توسط روان  | 

نقد دکتر روازاده(حجامت زنان باردار)


دکتر افشین احمدپور(پزشک و محقق در حوزه ی طب سنتی)

مبحث حجامت نیز از دیگر مباحثی است که به دست جناب حکیم! دکتر! روازاده با خزعبلات و مهملات آلوده شده است.ایشان بدون توجه به دستورات حکمای قدیم که زنان باردار را به شدت از حجامت منع کرده اند همه ی زنان باردار را به حجامت توصیه می کند و در یکی از سخنرانی های سراسر اباطیل خود چنین می گوید:

"... از زمانی که بچه تو شکم مادرشه پنج ماهه که شد می تونه مادر حجامت بشه به خاطر بچه چون رو ژن اثر میذاره به خصوص برای قد بلند شدن خیلی مؤثره!..."

من در مطب خود بارها شاهد حضور زنان بارداری بوده و هستم که اصرار بر انجام حجامت دارند و وقتی که آنها را از این کار منع می نمایم همگی علاقه شان به انجام حجامت را مستند به سخنان بی اساس این فرد می کنند. اکنون برای آنکه روشن شود این سخنان تا چه حد از مبانی طب سنتی به دور است و با نصّ صریح کتب طب سنتی مغایرت دارد به ذکر چند نقل قول از کتب مهم طب سنتی می پردازم. حکیم «محمدحسین عقیلی شیرازی» در فن اوّل از مقاله ی دوم در تدبیر حبلی در کتاب ارزشمند«خلاصة الحکمة» می فرماید:

" بدان که زنان حامله را واجب و لازم است احتراز و اجتناب نمودن از فصد و حجامت و اسهال و قی مگر نزد ضرورت شدیده و در آن وقت نیز باید که مبالغه به فصد و حجامت و مسهلات قویه ننمایند و به قدر ضرور به ملیّنات اکتفا نمایند"

حکیم محمد حسین عقیلی شیرازی در ادامه به ذکر دو دلیل برای منع حجامت زنان حامله می پردازد:

" و اما منع از حجامت حامله جهت آن است که چون حجامت خون را به جانب جلد می کشد و مخالف اقتضاء طبیعت است در آن حال که خون را به جانب جنین جهت تغذیه و تنمیه ی آن می کشد و مخالف طبیعت ، مضر و ممنوع است زیرا که طبیب خادم طبیعت است در اعانت و اصلاح بدن و نیز بسیار واقع می شود که از شدّت وجع و الم محاجم و شرط و شدت امتصاص موجب غشی می گردد و غشی حوامل بسیار زبون است زیرا که اکثر احوال باعث اسقاط حمل است"

لذا با آنکه در برخی بیماری ها حجامت می تواند یک درمان خوب و بی ضرر باشد اما زنان باردار بهتر است که به هیچ وجه در زمان بارداری حجامت نفرمایند زیرا این کار نه تنها سودی به حال این جماعت ندارد بلکه ممکن است ضرری قابل توجه را متوجه مادر و جنین نماید.

پی نوشت نخست: شخصی با نام مستعار "مترصد بیات" وبلاگی سراسر خزعبلات به راه انداخته و در بخشی از آن حقیر را نیز به انواع و اقسام تهمت و طعن و لعن نواخته است. با توجه به اینکه حضرت ایشان از طب مدرن چیزی نمی داند و احتمالا ً طب سنتی را از عطار سر محله یاد گرفته توصیه می کنم برای حفظ آبروی طب سنتی هم که شده کمی در نوشتن مطالب دقت کند زیرا نمی شود یک تریلی ادعا داشت و یک مثقال سواد!!! به عنوان مثال حضرتشان در بیش از شش موضع اصطلاح "علی ای حال" را به صورت "الی ای حال" نوشته است! جناب اقبال آشتیانی در مقاله ای فرموده که در فرنگ به این گونه غلط های املایی غلط زنان رختشوی می گویند اما بنده گمان می کنم در کشور حکیم پرورمان باید به آن غلط وبلاگ نویسان واجبی فروش گفته شود!!!

پی نوشت دوم: ناقوس انتخابات ریاست جمهوری به صدا در آمده و طبق معمول هر کور و کچلی گمان کرده که مدیریت کشور حکیم پرور ایران با این همه دشمنان داخلی و خارجی ، تدبیر منزل است و انجام دستورات همسر مکرمه در باب خرید سبزی خوردن و رشته ی آشی!! کاش رهبری تعارف را کنار بگذارد و به صورت خصوصی به بعضی از این حضرات بگوید که بی خیال ریاست جمهوری شوند!! جالب اینجاست که این کور و کچل ها به عنوان رجال سیاسی طراز اول نظام به مردم معرفی می شوند بعد هم به خاطر بی ظرفیتی به جان هم می افتند و آخرش هم وضع مملکت به هم می ریزد! آخر سر هم می گویند همه ی این مشکلات تقصیر آمریکاست!!!!!!

پی نوشت سوم: در موارد ضرورت به ندرت می توان یک زن باردار را حجامت کرد.این را گفتم چون می دانم باز مشتی کور و کچل که بلال کباب می کنند و طبابت نیز هم دوباره در قسمت نظرات فیل هوا می فرمایند که بله! عقیلی شیرازی گفته که بین ماه چهارم تا هفتم در شرایط ضرورت می شود زن باردار را حجامت کرد!!


مأخذ: طب لعنتي

برچسب‌ها: حجامت زنان حامله, براي قد بلند شدن, محمدحسین عقیلی شیرازی, فن اوّل از مقاله ی دوم در تدبیر حبلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ساعت 14:31  توسط روان  |